به هر حال این یک سوال جالب برای من است…
مسائل مربوط به زاویه بحرانی عمدتاً توسط فرکانس تولید شده توسط لیزر مورد استفاده تعیین می شود.
فیبر خود دارای یک پوشش داخلی است که خود هسته فیبر را احاطه کرده است که به آن روکش شیشه ای می گویند. این طراحی شده است تا نور را بر روی رشته فیبر منعکس کند، یا شاید نور را روی رشته فیبر نگه دارد... همانطور که ممکن است بدانید، نور می خواهد در تمام جهات ممکن به یکباره حرکت کند. اما مانند یک شلنگ باغچه، میخواهید آن را کنترل کنید، آن را در اطراف حرکت دهید و آن را در خود نگه دارید، این همان چیزی است که روکش فلزی برای انجام آن طراحی شده است…
مسائل زاویه مطرح می شود، در انتهای رابط، اگر انتهای شیشه ای که به هم می رسند و همدیگر را لمس می کنند، خیلی صاف باشند، ممکن است مقداری از نور به عقب منعکس شود، به عنوان اندازه گیری افت برگشتی، شاید آن را تابش خیره کننده نامید، اما تمایل به کاهش سیگنال دارد..
بسیاری از الیافی که برای کمک به مشکلات تابش نور و مشکلات زاویه استفاده میشوند، از نوع APC هستند. (اتصال صیقلی زاویهای) انتهای کانکتور فیبر دیگر صاف نیست، در واقع در 7-درجه برش داده میشود. زاویه، و نیاز به جفت شدن با یک برش فیبر فقط در جهت مخالف دارد. این امکان انتقال بهتر فرکانسها را فراهم میکند و به مشکلات بازتابی بازده کمک میکند…
بیشتر یا شاید همه فرکانسهای مورد استفاده در AT&T و احتمالاً مخابرات، به طور کلی، در محدوده C-Band هستند.
بنابراین، اگر میدانید محدوده فرکانسی مورد استفاده را میدانید، شاید طراحیهای فیبر آنقدر احمقانه نباشند... یکی دیگر از دلایل استفاده از فرکانسهای باند C، فیبر دوپشده با اربیوم و تقویتکنندههای دوپشده با اربیوم است که برای موارد طولانی استفاده میشوند.





